به گزارش شهرآرانیوز، علیرضا زاکانی در صدوهشتادوهفتمین شب حضور در سنگر خیابان با حضور در میدان احمدآباد مشهد در جمع مردم با بیان اینکه امام شهید ناظر و مددکار ما است اظهارداشت: یکی از دوگانههای باطلی که بعضا برخی در داخل کشور بیان میکنند، دوگانه جنگ و صلح است. امشب ک ما در سالگرد شهید کاوه دور هم جمع شدیم، توجه به این دوگانههای باطل یک مسیر روشن را به روی ما باز میکند.
مشروح سخنان علیرضا زاکانی را در ادامه بخوانید:
یکی از دوگانههای باطلی که بعضاً برخی در داخل کشور بیان میکنند، دوگانه جنگ و صلح است، امشب که ما در این میدان و در سالگرد شهادت شهید کاوه و در محل شهادت شهید شوشتری گرد هم جمع شدیم و یاد و خاطره این شهدای عزیز رو بزرگ میداریم، توجه به این دوگانههای باطل برای ما یک راهگشایی ایجاد میکند. یک مسیر روشنی را فرا روی ما باز میکند.
آمریکایی که در همه عرصههای مورد درخواست شکست خورده ما هنوز یادمون نرفته که ترامپ بیانی را که در شروع آغاز دور جدید جنایت خودش در اسفند ماه داشت، چیزی جز سقوط نظام اسلامی نبود، چیزی جز تصرف ایران و تجزیه آن را در بیان اعلام نمیکرد، چیزی جز به اسارت گرفتن ملت ایران و انتقام از این ملت رو بیان نمینمود؛ لذا آمریکا شکست خورد و نتوانست هیچ یک از آنچه که بر زبان رانده بود را در مقام عمل توفیق تحقق داشته باشد.
اما بیان اساسی به یغما بردن ظرفیت هستهای کشور را هم که بر آن اصرار داشت تهدید موشکی و محدود کردن امکان مقابله ما رو به بیان به صراحت ذکر میکرد و ایجاد ظرفیت منطقهای را.

پیامی که ملت دارند یکپارچه مقاومت و ایثار و در صحنه بودن است، اما زمزمههایی معمولاً به زبان میاد و این زمزمهها تلاش میکند به عنوان یک نظر خیرخواهانه در کشور مطرح بشود، عرض کردم جنگ و صلح یک دوگانه باطلی است که عدهای در زمانی که آمریکا ضعیفتر از هر روزی قرار دارد، دم از صلح میزنند و به یک جهتی تنفس مصنوعی به آمریکا میدهند. آنها یا دقت ندارند، یا نه میدانند که چه میگویند.
در بحبوحه جنگ و در اوج سختیهای جنگ که در این سختیها و در اوج جنگ دشمن در همه ابعاد شکست خورده و کم کم به موقفی میرسد که به فضل الهی شکست نهایی را متحمل بشود. یک عده دنبال صلحاند.
در این موقف اگر کسی دم از صلح بزند در حقیقت دارد، زمینه را فراهم میکند که دشمن یک تنفسی بگیرد و یک جنگ گسترده تری رو بر علیه ملت ایران شروع بکند؛ لذا امروز که دشمن در استیصال قرار داره آنچه که صحنه نبرد رو تعیین میکنه آنچه که میبایست نتیجه این نبرد باشه چیزی نیست، جز شکست قطعی آمریکا و برداشته شدن تهدید و سایه جنگ از سر ملت ایران.
امام مجاهد شهید مان در لشکر ۱۰ سیدالشهدا به ما یک درسی دادند، درسشان این بود که اگر کسی هر چند با سابقه انقلابی گری هرچند با سابقه انقلابیگری این تعبیر امام مجاهد شهید ماست، اگر بیانی رو داشت خواستهای رو ذکر کرد که این خواسته و بیان خواست دشمن بود و کمک به دشمن میکرد، باید او را آگاه کرد، اگر آگاه شد و بیداری برایش حاصل شد و راه خودش را اصلاح کرد؛ خب کسی است که دچار غفلت بوده و با آگاهی شما ملت از خواب غفلت بیدار شده؛ اما اگر اصرار بر حرف غلط خودش داشت، امام مجاهد شهید ما به ما یاد داد که انگشت اتهام نفاق را به سمت او بگیرید، این بیان صریح امام مجاهد ما است؛ لذا بیان اول برای بیداری، آگاهی دادن و فهماندن به اینکه اگر یک عدهای در بحبوحه جنگ در بین صفوف انقلابیون ایجاد نقار و شکاف میکنند، اینها عملاً دارند به دشمن کمک میکنند، اینها دارند مسیری را میروند که با این دوگانه سازیهای غلط استحکام جبهه خودی رو دچار خدشه میکنند، بیان بیان آگاهی بخش است.
اما اگر اونها اصراری بر این حرکت خودشون داشته باشند حتماً در موضع نفاق قرار دارند و حتما باید نوع نگاه به آنها متفاوت باشد؛ لذا آنچه که فهم میکنیم از گذشته تا امروز این هست که ما به آمریکا بدبینیم؛ ما به آمریکا اعتماد نداریم اگر یه عدهای توصیه به اعتماد به آمریکا میکنند یا غفلت دارند یا نسبت به آمریکا یک احساس تعلقی دارند در حالی که پیام ملت رشید ایران با همه جنایتهای آمریکا چیزی نیست جز مرگ بر آمریکا.

در این مسیر یک تجربه تاریخی ما گذشته داریم ما هر موقع به آمریکا اعتماد کردیم آسیب خوردیم، ابتدای انقلاب انقلاب با یک رافتی با آمریکاییها برخورد کرد؛ نسبت به گذشتهشون اغماز شد، اما لانه جاسوسی شد لانه توطئه بر علیه ملت ایران بر علیه انقلاب اسلامی این لانه فتح شد وقتی این لانه به دست جوانان این ملت فتح شد در سال ۵۹، ۶۰ موضوع نشست الجزایر پیش اومد و قرارداد و تفاهم الجزایر مشخص شد نقد ما ۵۲ گروگان آمریکایی را آزاد کردیم آمریکا ۴ تا تعهد به ما داد در تمام این تعهدها خیانت کرد و یکی از آنها را عملی نکرد.
اولین تعهد آمریکا این بود که به انقلاب اسلامی احترام بگذاره و دسیسهای بر علیه ایران نکند، همه این ایام تا امروز لحظهای نبوده که آمریکا دسیسه نکند، تعهد داد که امکانات این کشور را که بلوکه کرده را آزاد کند، این کار را نکرد تعهد رفتارهای حقوقی مشخصی رو داد به هیچک از آنها پایبند نبود باز مسیر ادامه پیدا کرد در سال ۹۴ در برجام باز ما تمام تفاهمی که انجام دادیم از سر خوشبینی بود، اما ماه عسلش این شد که ما نقداً داشتههای خودمان رو دادیم، اما آمریکا به هیچ وجه به تعهدات خودش عمل نکرد و نهایتاً هم در سال ۲۰۱۸ آن رو زیر پا گذاشت و پاره کرد باز در تفاهم امسال در تفاهم ۱۴ بندی امسال تفاهمی صورت گرفت خوشبینانه عدهای به دنبال این بودند که با این تفاهم اتفاقاتی رقم بخوره در این کشور آمریکا وعدههایی داده بود، اما از همون روز اول بند یکشو زیر پا گذاشت تلاش کرد در لبنان با جنایت اسرائیل این بند رو ملغا کنه و بعد از اون هم ناظر به تنگه به عنوان یک دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی در این عرصه تلاش راهی رو باز کنه و آنچه که تحت عنوان ترکیبات ایرانی هست رو زیر پا بگذاره ما این تفاهمنامه رو نشکستیم آنکه شکست آمریکا بود یه عدهای باز در داخل زمزمه میکنند و میگن که شکست این تفاهمنامه به دست ایران بوده توجه نمیکنند که حرف اونها دقیقاً حرف آمریکاست و حرف آمریکا دقیقا خلاف واقعه و این شرایطی است که امروز بیان اینگونه کردن کمک کردن به آمریکا است.
دوره تفاهماتی که در این تفاهمات آنچه که ایران نقد دارد پرداخت میکند و آمریکا وعده پوشالی میدهد تمام شده و دوره نصایحی که توصیه به کوتاه آمدن میکند، گذشته. چون هر آنچه که کوتاه آمدند منجر به جریتر شدن دشمن شد، این قاعده است، اگر یک قدم ما عقب بیاییم، ۱۰ قدم میآید، جلو.
اما امروز که در موضع استیصال قرار دارد، امروز در موقف شکست قرار دارد، راهی نیست جز اینکه در میدان نبرد آمریکا را شکست بدهیم و سایه جنگ را از سر ایران برداریم. سایه تهدید را برداریم و این حلقه معیوبی که او طلب میکند او طلبش چیست؟ طلبش این است که وعده به مذاکره بدهد، اما در حین مذاکره جنگ رو شروع کند، هر موقع دلش خواست آتش بس بدهد و مجدد مذاکره را شروع کند، دوباره در پرتو این مذاکره جنگ گسترده تری را آغاز کند، جنگ ۱۲ روزه، ۱۲ روز بود، ابعادش محدود بود، اما جنگ ۴۰ روزه با جنایت شهادت رهبر مجاهد شهیدمان آغاز شد، جنایتی که آمریکا کرد و جنایتی که در آن ۱۶۸ کودک معصوم را به خاک و خون کشید.
جنگ ابعاد گسترده تری پیدا کرد و هنوز هم ما امروز در متن جنگ هستیم، اگر کسی غفلت کند، نسبت به این موضوع که ما در متن جنگیم و رعایت شرایط جنگی را نکند، عملاً دارد کاری را میکند که خواست آمریکاست، خواست دشمنان این کشور است، لذا مسیر کاملاً واضح و مشخصی است در این مسیر توجه اول توجه به داخل کشور برای انسجام، برای وحدت، برای گره گشایی از زندگی مردم و توجه به ایجاد امید در جامعه است توجه به واقعیتهایی است که در این واقعیتها توهمی که دیگران دارند القا میکنند و دشمن دارد القا میکند این توهم نقش بر آب شود.

آمریکا اعلام میکند که من پیروزم؛ آنچه که صحنه نشان میدهد، آنچه که دنیا میفهمد، شکست قطعی آمریکاست و شکست قطعی باید ادامه پیدا کند، تفاهم بر روی کاغذ برای ما امنیت نمیآورد، الا تفاهمی که از قبل آن شرایطی ایجاد شود که نقداً دشمن خواسته ملت ایران آن را پرداخت کند.
چرا دشمن اینقدر از نحوه رفتار ما در تنگه هرمز ناراحت و به هم ریخته است، بخاطر اینکه اعلام شد، سیاست رهبری معظم انقلاب و امام رشیدمان این بود که آنچه که بر روی کاغذ نوشته شده گرچه علی الاصول من نگاه دیگری داشتم، اما آنچه که بر روی کاغذ نوشته شده نقداً برای ملت ایران باید فراهم شد وگرنه تنگه باز نخواهد شد.
این گلوگاه تغییر معادلات است، این گلوگاه تغییر نوع رفتاری است که دشمن باید داشته باشد، به تعبیر امام مجاهد شهیدمان دوره بزن در رو تمام شد، امروز آمریکا جنایت کرده و باید پای این جنایت بایستد که هم انتقام از او گرفته شود و هم غرامت از او گرفته شود.
انتقام مسیری است که در مسیر خونخواهی سیدالشهدا علیهالسلام و در تعهد ما نسبت به ولی و امام مان آنگونه باید رقم بخورد که دشمنان برای خودشان نهتنها حقی قائل بشوند، برای اینکه بعداً جنایتی کنند، بلکه عبرت بگیرند و فکر جنایت هم نکنند.
برخی بیانها از داخل ایران آنها را دچار توهم میکند، بله ما ایراد داریم، اگر آن روزی که از یک مسئولی سوال کردند که اگر رهبرتان را شهید کنند، چه کار میکنید؟ او برگردد رویه قانونی را بیان کند، برگردد و بگوید که غلط کرده، آمریکا هر کاری کند ده برابر سرش در میآوریم.
امام مجاهد شهیدمان در اولین سفری که در سال ۸۳ به همدان داشتند، بیانی داشتند فرمودند که ما بداهه کاری نمیکنیم، اما اگر شما به ما تعرض کنید در همه نقاط دنیا متعرض شما میشویم. این اون پیامی است که اگر به عنوان انتقام برای آنها صادر شود، به عنوان انتقام و استمرار اون برای آنها صادر بشود، آنها هیچ جای امنی برای خودشون پیدا نمیکنند.
اگر رهبر عزیزتر از جانمان فرمود که تنگه هرمز به قبلش بر نخواهد گشت و به لطف الهی از این تنگه بسیاری از تسویه حسابا صورت خواهد گرفت از جمله چی؟ از جمله اینکه آمریکا اگر بنا دارد، این مسیر را ازش استفاده کنه باید لال بشود، تهدید را کنار بگذاره و از طرف دیگه غرامت ما را بدهد و مجازات هم بشود تا بتواند از این تنگه استفاده کند. اگر اروپا پیروی از آمریکا دارد، خودش هم ریگی در کفشش است و دائماً دنبال تحریم است. کسی که ملت ایران را تحریم میکند، ملت ایران برای استفاده از تنگه هرمز او را تحریم خواهد کرد.
اگر کشورهایی به خودشان اجازه میدهند، گوش به فرمان آمریکا باشند، پولهای ما را بلوکه کنند، حتماً نمیتوانند از این تنگه استفاده کنند. این تنگه مجرای بهرهگیری ایران از قابلیتی است که در آن بتواند تهدید و تحریم را از سر این کشور بردارد و این شدنی است؛ لذا ما توجهمان باید به داراییها و داشتههای مان باشد، توجهمان به این باشد که در صحنه نبرد این امکان را که خداوند بزرگ به عنایت حضور شما ملت، به تدبیر رهبری، به حضور نیروهای مسلح و مقتدر ما و خدمت مسئولان در پس خونبهای امام مجاهد شهیدمان و شهدا برای ما فراهم کرده، دقت کنند؛ مسئولان و کسانی که میخواهند، پاسبان و نگهدار این خون بها باشند یه وقت خدای نکرده این را در میدانی قرار ندهند که در آن میدان این ظرفیتها آسیب بخورد.
مسئولان باید بدانند چه دارایی بزرگی دستشان است و با این دارایی بزرگ چگونه باید رفتار کنند، رفتارهای عادی و ساده با این دارایی بزرگ رفتارهایی است که مورد پذیرش ملت ایران نیست، لذا نیاز به دقت دارد.
اما مذاکره ابتدا باید با کشورهای منطقه انجام شود. ابتدای مذاکره باید با کشورهای همراه در سطح جهانی صورت بگیرد. آنچه تحت عنوان «مذاکره با آمریکا» مطرح است، چیزی جز محاکمه او نیست؛ چیزی جز این نیست که او باید پاسخگو باشد، نه اینکه بهعنوان طلبکار وارد مذاکره شود.
مذاکره یعنی چیزی که در صحنه جنگ کسب نشده، در پای میز مذاکره به دست نیاید. این مسیری است که رهبر عزیزمان را مشخص کردند. فرمودند: «مذاکره میخواهید بکنید؟ زیر آتش...» و بعد از دریافت صریح و نقدِ آنچه باید از دشمن گرفت، دو، سه مورد را هم مطرح کردند. فرمودند: اگر دشمن غرامت داد، اگر پولهای ما را آزاد کرد، اگر برای تعرض تضمین داد و تضمین عملی گرفتید و نقداً داشتههایی را که باید از او بگیرید، گرفتید، آن موقع موقف مذاکره است و موقفی است که در آن موقف میشود به تفاهم رسید.
عرض کردم، دورهای که نسیه با ما تاکنون گذشته، دورهای که ما نقد بدهیم و چشمانتظار دستهای خیانتباری باشیم که آنها جبران خسارتهای ما را بکنند و به وعده آنها دلبندیم، گذشته است؛ لذا حضور ما در میدان، یک حضور معنادار است؛ حضوری است که در آن به وحدت و انسجام توجه داریم، به بیداری و آگاهی و بیان تبیینگونه مسائل مختلف توجه داریم، پاسخ صداهای ناکوک داخلی را در این میدان میدهیم و به کمک به مسئولین برای خدمت، پیشرفت و آبادانی این کشور توجه داریم.
توجه داریم که سلامتِ عهد و پیمانی که با ولی بستیم، در آن مسیر ثابتقدم باشیم و پشتیبانی کنیم؛ اما در کنار آن، توجه و نظارت هم داریم. ملت مبعوث شدهایم و نظارت داریم. اگر مسئولی خطای محاسباتی داشت، خطای محاسباتی او را اصلاح کنیم.
نگذاریم که به واسطه خطای محاسباتی، کل ملت ایران متضرر شود و کل داراییهای ما به وعدههای پوچ و توخالی سپرده شود؛ لذا مسیر، مسیر شفافی است؛ مسیری است که ما هر آنچه میکوشیم، در مسیر وحدت و انسجام، دست به دست هم بدهیم برای حل مشکل مردم و کمک به مسئولین برای پیشرفت و آبادانی کشور. اما این، معنای دقیق خودش را دارد. این رسالت بزرگ این ملت است و پیامش برای دشمنان کاملاً واضح و مشخص است. ادامهاش هم تا وقتی است که رهبری معظم انقلاب تشخیص بدهند، نه اینکه به تشخیص برخیها پرونده این تجمعات را بخواهند ببندند.
یک عده معلوم نیست از چه چیز این تجمعات ناراحتاند. یک عده به هم میریزند وقتی با این تجمعات مواجه میشوند؛ در حالی که ستون فقرات مقاومت ملت ایران، تجلی در این تجمعات است. این تجمعات، پیشران تغییر، تبیین و تحول در کشور است.
به تبع، بخش زیادی از جامعه هستند که باید متأثر از این تجمعات با آنها تعامل کنیم، با آنها گفتوگو کنیم و گره ذهنیشان را باز کنیم. این است که ملت یکپارچه در مقابل دشمن، روزبهروز بر استحکام یکپارچگی خود اضافه کند.
اگر کسی هم به دنبال ایجاد خلل است، من عرض کردم در صحبتهای قبلی خودم در جمع عزیزانی مثل شما: اگر عدهای دنبال شیطنت، دنبال ایجاد فساد اقتصادی و فشار اقتصادی هستند، مسئولان کشور باید با فساد اقتصادی و ایجاد شرایط متزلزل اقتصادی باید مقابله کند.
این پذیرفته نیست که کشور در جنگ باشد، اما شرایط کشور مثل شرایط عادی باشد. اگر کسی زیادهخواهی میکند و فساد میکند، در شرایط عادی هم نباید تحمل شود؛ اما در شرایط جنگی، به طریق اولی باید ریشه مفسدین اقتصادی در این کشور زده شود.
یک عدهای هستند که یا بیتوجهاند یا عجیباند و بنای این را دارند که در حوزه فرهنگ، در حوزه حجاب و عفاف، در حوزه استحکام موجودیتی ما و در حوزه سبک زندگی اختلال ایجاد کنند.
مسئولین ببینند، اگر آنها اجیر هستند، نگذارند که مثل یک ویروس در جامعه توسعه پیدا کند و اگر موضع آنها، موضع سبک زندگی و اشتباه محاسباتی آنهاست، باید آنها را آگاه کنند.
این مسیر، رفتن در یک مسیر دوقطبی و دوگانهای است که منجر به خسارت برای جامعه ما خواهد شد؛ لذا باید با یک تدبیر و دقت درست مقابله کنند و مانع از ترویج این جنس فساد و این جنس رفتارهای غلط در جامعه ما شوند.

متولیان امر هم باید گفتارشان را اصلاح کنند. اولاً آنچه دشمن از آن سوءاستفاده میکند، خط قرمز ماست. ممکن است عدهای اظهار بدارند که با صداقت، مشکلات جنگ را بگوییم؛ بیان خسارتها کمک به دشمن است، گرچه اغراق در خسارتها نابخشودنی است.
چون آنچه بر زبان عدهای آمد، درباره خسارتها خلاف واقع بود و مسئولین امر بررسی کردند و خلاف واقع بودن آن مشخص شد. یک توهم بود. اگر کسی برای خودش توهمی درباره خسارت داشته باشد و آن را به زبان بیاورد، آب به آسیاب دشمن ریخته و دشمن را در حمله و مواجهه با انقلاب اسلامی مردم ایران موفق جلوه داده است.
همچنان که داراییهای کشور برای اداره درست کشور فوقالعاده است. امروز کشور ارز به اندازه کافی دارد. همین امروز در بانک مرکزی، میزان طلا و دلار ذخیرهشده بالاست. در سال ۹۹ با ۳۸.۸ میلیارد دلار کشور را اداره کردیم؛ لذا برای کالاهای ضروری و امکانات مورد نیاز برای شرایط کشور، امکانات وجود دارد. علاوه بر این، تا ماههای آینده ذخایر کشور برای کالاهای اساسی و ثبات معیشتی کاملاً مهیاست و به حمدالله، به همت مسئولین و کارگزاران نظام، این امکانات مهیا و آماده است.
یک عده دل مردم را خالی نکنند. این رفتار، رفتار نادرستی است. پشتکاری که مسئولین بحمدالله دارند و پیگیریای که ریاست محترم جمهوری و دیگران انجام میدهند، باعث شده که این امکانات الان مهیا باشد. حداقل تا سه، چهار ماه آینده امکانات کشور مهیاست و الباقی هم بهصورت مستمر در حال جایگزین شدن است.
نگویند در کشور چیزی نیست؛ هست. حداقل ۱۲ میلیارد دلار دست تراستیهاست که این هم به آن ۳۶، ۳۷ میلیارد دلار اضافه میشود.
یک گزارش خیلی ویژهای را اخیراً مطالعه میکردم. برآورد تخصصی کرده بود و جزئیات مسائل کشور را بررسی کرده بود. بیانش این بود که امسال، غیر از آن ۳۶، ۳۷ میلیارد دلار ذخیرهای که در بانک مرکزی هست، با طلایی که سرجمع بشود، چنین عددی میشود. کشور در بدبینانهترین شرایط، به اقتضای شرایط خودش، ۴۹ میلیارد دلار درآمد دارد و در خوشبینانهترین حالت، ۶۶ میلیارد دلار؛ لذا ظرفیتهای بینظیری در کشور وجود دارد. علاوه بر این، میزان نقدینگی که در جامعه وجود دارد، بیش از ۲۲ هزار هزار میلیارد تومان است؛ ۲۲ هزار همت نقدینگی است که قریب به ۱۳۰ میلیارد دلار میشود.
اگر اقتصاد ما معیوب است، که معیوب است، اگر شرایط کشور شرایطی است که با برخی از سختیهایی که میکشیم، از خودمان میکشیم، اگر ما گوش میکردیم به فرمایش امام مجاهدین در دهه ۷۰ و در جاهای مختلف، نفت را برای خامفروشی میبستیم و توجه میکردیم که آن را فرآوری کنیم، همین فرآورده را کشورهای اطراف از ما میخریدند. آمریکا دیگر غلط میکرد که اسم محاصره را به زبان خودش بیاورد.
ما خودمان کردیم؛ خودمان یعنی مسئولینی که کفایت نداشتند و این کار را کردند و باید پاسخگو باشند و نکته بعد اینکه در این مسیری که طی شد تا امروز، شرایط، شرایطی است که ما نیاز به یک تحول داریم.